الشيخ أبو الفتوح الرازي
200
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
بترسى ( 1 ) از روزى كه خداى تعالى در آن روز پيغامبران را جمع كند و از ايشان بپرسد به حضور امّتان مكذّب كه : * ( ما ذا أُجِبْتُمْ ) * ، شما را فرستادم به اينان رفتى ( 2 ) و دعوت كردى ( 3 ) ، ايشان چه جواب دادند [ شما را ] ( 4 ) با آن كه خدا ( 5 ) به آن عالمتر باشد ، و لكن غرض توبيخ و تقريع و تخجيل آن مكذّبان كافران باشد كه تكذيب پيغامبران كرده باشند . صورت استفهام است و معنى تقرير با پيغامبران است ، و غرض تقريع كافران است و رسوايى ايشان بر سر جمع . رسولان جواب دهند كه ( 6 ) : * ( لا عِلْمَ لَنا ) * ، ما را علمى نيست . در اين سه قول گفتند : حسن بصرى و مجاهد و سدّى گفتند از عظم ( 7 ) هول آن روز هر چه دانند فراموش كنند تا چون اين سؤال شنوند جواب ندانند دادن ، دوم عبد اللَّه عبّاس گفت ، معنى آن است كه : علم ( 8 ) تو نيست بنزديك ما جز آن كه تو از ما به دانى ، پس علم ما با ضافت با علم تو چون معدوم باشد با ضافت با موجود . قول سهام ( 9 ) آن است كه : علمى نيست ما را به باطن احوال ايشان كه ثواب و عقاب بر آن باشد ، چيزى است كه تو دانى ما ندانيم . قولى ديگر آن است كه : لا علم لنا بما احدثوا بعدنا ، ما را علمى نيست با آنچه ( 10 ) پس ما احداث كردند ، علم تو راست ( 11 ) كه علَّام الغيوبى و علم غيبها و كارهاى پوشيده بنزديك تست . و « فعّال » بناى مبالغه باشد ، و روا بود كه براى آن گفت كه اضافه با جمع كرد ، لقولهم ( 12 ) : فتّاح الابواب . قوله : * ( إِذْ ) * ( 13 ) * ( قالَ اللَّه يا عِيسَى ابْنَ ) * ( 14 ) * ( مَرْيَمَ ) * - الاية ، عامل در إذ ( 15 ) . مقدّرى باشد ،
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : بترسيد . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : رفتيد . ( 3 ) . مج ، وز ، مت : دعوى كردند ، لت ، آن ، مر : دعوت كرديد . ( 4 ) . اساس ، آف آن : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 5 ) . مج ، وز ، مت ، لت : خداى . ( 6 ) . مر قالوا . ( 7 ) . اساس ، آج ، لب بم ، آف ، آن : عظيم ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 8 ) . مج ، وز : علمى . ( 9 ) . مر : سيم . ( 10 ) . مج ، وز ، مت ، لت از . ( 11 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : ترا . ( 12 ) . مر : كقولهم . ( 13 ) . اساس ، مج ، وز ، آج ، لب ، بم ، مل : و إذ ، با توجّه به متن قرآن مجيد تصحيح شد . ( 14 ) . لت ، آن مر : عيسى بن . ( 15 ) . اساس آج ، لب ، آف : او ، مر : آن ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد .